به که گویم که تو منزلگه چشمان منی به که گویم تو نوازشگر دستان منی به چه سازی بسرایم دل تنهای تو را به که گویم که تو آهنگ دل و جان منی گر چه پاییز نشد همدمو همسایه ی من به که گویم که تو باران زمستان منی همه رفتند از این شهر و دلم تنها ماند به که گویم که تو عمریست که مهمان منی گر چه خورشید سفر کرده ز کاشانه ی ما به که گویم که تو عمری مه تابان منی

عشق من تموم آرزوی من چی می شه یک بار نگاه کن تو چشمام آخه چشمام می تونن بهت بگن که من از تو جزٍِ تو چیز نمی خوام هر کسی تو چشم من خیره بشه غم تنهایمو باور می کنه آرزومه که یک روز چشم من تورو با من آشنا تر بکنه اگه تو یروزی مال من بشی می رسم به قله آرزوهام بخدا اگه تو مال من بشی دیگه من از خدا هیچی نمی خوام چی می شود اگه می شود یروزی باغ آرزوهام بشی غنچه آرزوهام نشکفته میمیرن اگه تو مال من نشی .چی می شود اگه می شود یروزی مال من بشی بخدا من میمیرم اگه تو مال من نشی وقتی از من دوره می شی حس می کنم که روهم جسممو کم داره آخ نمیدونی که چقدر دلم می خواد بهت بگه که دوستت دارم پس
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست
اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست
اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست
اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست
پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم آری دوستت دارم از حالا تا فردای قیامت

نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت 21:15 توسط ساسان لشکری
|