پاییز خسته.........
پیداست هنوز شقایق نشدی
زندانی زندان دقایق نشدی
وقتی که مرا از دل خود می رانی
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی
زرد است که لبریز حقایق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است
آمار وبلاگ
منوي اصلي
پيوندهاي روزانه
آرشيو
لينك دوستان
طراح قالب
RSS
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar